محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )

46

الحياة ( فارسي )

مىكند . در تعاليم اسلامى بر اين مطلب تأكيد شده است كه « جامعهء دينى » همچون جسدى يگانه است ، و افراد اعضا و اندامهاى اين جسد اجتماعيند ، كه چون عضوى به درد آيد ، ديگر اعضا نيز احساس درد كنند . « 1 » و آشكار است كه اين همكارى متّحد در كالبد اجتماع ، و همخوانى براى درمان كردن دردها و گرفتاريهاى مردم ، براى كسى كه دلى زنده و حسّاس نداشته باشد وجود نخواهد داشت . پس عضويّت در جامعهء اسلامى جز با زنده بودن دل و حسّاسيّت وجدان امكانپذير نخواهد بود . و يكى از عوامل ميرانندهء دل و بازدارندهء آدمى از همراهى با كاروان اجتماع اسلامى ( با همهء كسانى كه در آن عضويّت دارند ، از هر دين و مذهب ) ، همان فزونخواهى و فرو رفتن در آن است ، كه در آن ، مال هدف و آخرين خواستهء متكاثران و مترفان است ، و در نزد اكثريّت آنان - اگر نگوييم كه همهء آنان - جايگزين فضيلت و معنويّات است . و همهء فعّاليّتهاى ايشان هدفى جز اين خواسته - يا چيزى نزديك به آن - ندارد ، هدفى كه آدمى را از توجّه به مسايل برتر ديگرى باز مىدارد كه وابسته به امر دين و دادگرى است ، و سبب دورى گزيدن است از آنچه به سختدلى و قساوت قلب مىانجامد . به همين جهت امام علىّ بن ابى طالب « ع » مىفرمايد : « كثرة المال مفسدة للدّين ، مقساة للقلوب « 2 » - ( 1 ) فراوانى مال مايهء تباه شدن دين است و سخت شدن دلها » . زيادى مال و خواستار آن شدن ، پول نقد را معبود قرار مىدهد ( دينهم دنانيرهم - ( 2 ) دين آنان دينارهايشان است ) ، و آدمى را آرزومند دست يافتن به هدفهايى دروغين مىكند كه به تباهى دين و مردن دل و سنگ گونه شدن آن مىانجامد ، در صورتى كه قلب بايد لطيفتر از نسيم ، پاكتر از آب ، روشنتر از آينه ، پاكيزه تر از شبنم و دريابنده تر از

--> « 1 » « اصول كافى » 2 / 166 ، « بحار » 74 ( 71 - از چاپ بيروت ) / 234 . « 2 » « تحف العقول » / 141 .